افزودن موضوع چاپ دوم علاوه بر این نسخه کامل برای اولین بار از موضوع به پایان رسید افزودن موضوع های فعال

سنت و تشريع

• وجوب عمل به سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و کفر منکر سنت (اولین نسخه)

بقلم: شیخ امام عبدالعزیز بن باز رحمه الله (سعودي) - 2012-03-28

 

وجوب عمل به سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و کفر منکر سنت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

الحمدلله رب العالمین و العاقبة للمتقین ،  والصلوة و السلام علی عبده و رسوله نبینا محمد المرسل رحمة للعالمین و حجة علی العباد اجمعین، و علی آله و اصحابه الذین حملوا کتاب ربهم سبحانه و سنتة نبیهم صلی الله علیه و آله وآله وسلم الی من بعدهم، بغایة الامانة  و الإتقان و الحفظ التام للمعانی و الالفاظ رضی الله عنهم و ارضاهم و جعلنا من اتباعهم باحسان.

 

اما بعد: علما در گذشته و حال بر این اجماع کرده اند که اصول معتبر اثبات احکام و بیان حلال و حرام، کتاب خدا و سنت رسول خدا و سپس اجماع علمای امت است.

 

 

و در مورد اصول دیگر که از مهمم ترین آن قیاس است علما اختلاف کرده اند، و جمهور اهل علم بر این باورند که قیاس حجت است وقتی که شرایط معتبر را دارا باشد ، دلایل حجت بودن این اصول بیشمار است و چنان معروف است که نیازی به ذکر آن نیست:

 

اصل اول: قرآن است که خداوند در جاهای متعددی در این کتاب اشاره نموده که پیروی از آن و تمسک به آن واجب است، چنان که می فرماید: «اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ»  الأعراف: ٣

 

از چیزی پیروی کنید که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده است، و جز خدا از اولیاء و سرپرستان دیگری پیروی مکنید کمتر پند می پذیرید.

 

و می فرماید: ‏«وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»  ‏الأنعام: ١٥٥

 

این (قرآن) کتاب مبارکی است که ما آن را فرو فرستاده ایم پس از آن پیروی کنید تا مورد رحم قرار گیرید.

 

می فرماید: (قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ   ‏يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ‏)  المائدة: ١٥ -١٦

 

 

از سوی خدا نوری و کتاب روشنگری به پیش شما آمده است خداوند با آن کسانی را به راههای امن و امان هدایت می کند که جویای خوشنودی او باشند، و با مشیت و فرمان خود آنان را از تاریکی ها بیرون می آورد و به سوی نور می برد و ایشان را به راه راست رهنمود می شود.

 

 

و می فرماید: «‏إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ. ‏ ‏لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»‏  فصلت: ٤١ - ٤٢ کسانی که قرآن را انکار می کنند بدانگاه که به ایشان می رسد، قرآن کتاب بی نظیر و ارزشمندی است هیچگونه باطلی از هیچ جهتی و نظری متوجه قرآن نمی گردد قرآن فرو فرستاده خداوند است که با حکمت و ستوده است.

 

و می فرماید: «وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ»  الأنعام: ١٩

 

این قرآن به من وحی شده است تا شما و تمام کسانی را که این قرآن بدانها می رسد بدان بیم دهم.

 

و می فرماید: ‏«هَذَا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ وَلِيُنْذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ»إبراهيم: ٥٢ این (قرآن) به عموم  مردم ابلاغ می گردد تا ترسانده شوند.

 

و آیات زیادی در این مورد آمده است.

 

و احادیث صحیحی از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که به تمسک به قرآن و چنگ زدن به آن فرمان می دهد و بیانگر این است که هر کسی به قرآن تمسک جوید بر هدایت است، و هر کسی قرآن را ترک کند در گمراهی خواهد بود، چنانکه آنحضرت صلی الله علیه وآله وسلم در خطبه الوداع فرمود: « در میان شما چیزی می گذارم که اگر به آن چنگ زنید هرگز گمراه نمی شوید و آن کتاب خداست» صحیح مسلم.

 

 

و همچنین در صحیح مسلم از زید بن ارقم رضی الله عنه روایت است که رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « من در میان شما دو چیز سنگین و مهم می گذارم. نخست کتاب خدا به آن چنگ زنید » و آنگاه پیامبر بر تمسک به کتاب خدا مردم را  تشویق نمود و سپس گفت: « و اهل بیت من ، در مورد اهل بیت من خداوند را مد نظر داشته باشید، و در مورد اهل بیت من خداوند را مدنظر داشته باشید».

 

 

و در عبارتی دیگر که در مورد قرآن آمده فرمود: «قرآن ریسمان الهی است هر کسی به آن چنگ بزند بر هدایت خواهد بود و هرکسی آن را ترک کند گمراه می شود».

 

و احادیث زیادی در این خصوص وارد شده است، و اهل علم و مؤمنان از صحابه و نسلهای بعد همه بر وجوب تمسک به کتاب خدا و حکم کردن بر اساس آن و مراجعه به قرآن و سنت هنگام اختلاف اجماع کرده اند، که همین کفایت می کند و  نیاز به ارائه دلایل بیشتر نیست.

 

اصل دوم از اصولی که بر آن اجماع هست:

احادیث صحیحی است که از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم با روایت نقل شده است، علما و  مؤمنان به این اصل مهم ایمان دارند و آن را حجت می دانند و آن را به امت می آموزند و دراین مورد کتابهای زیادی تالیف کرده اند، و این مطلب را در کتابهای فقه  و علم حدیث توضیح داده اند، و دلایل حجت بودن سنت بی شمار است از آن جمله آیاتی است که در قرآن کریم که خداوند به اطاعت از خدا و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم امر کرده است، و این فرامین الهی مردمان دوران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و بعدی ها همه را مخاطب قرار می دهد، چون رسول خدا فرستاده به سوی  همه مردم است، و همه مردم تا روز قیامت به اطاعت از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم موظف هستند و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مفسر قرآن است که با گفته ها و رفتار و تأییدات خود مفاهیم مجمل و کلی قرآن را توضیح داده است، و اگر سنت نمی بود مردم تعداد رکعت های نماز و روش آن را نمی دانستند و احکام جزئی روزه و زکات و حج و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر را نمی داستند و احکام معاملات و محرمات و مجازات هایی را که خداوند مقدر نموده نمی دانستند.

 

 

از جمله آیاتی که بر حجت بودن سنت دلالت می نماید فرموده الهی است که می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» النساء: ٥٩  ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا ( با پیروی از قرآن) و از پیغمبر ( خدا محمد با تمسک به سنت او) اطاعت کنید و از کار داران و فرماندهان مسلمان خود فرمانبرداری نمائید و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا ( با عرضه به قرآن) و پیغمبر او ( با رجوع به سنت نبوی) برگردانید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، این کار برای شما بهتر و خوش فرجام تر است.

 

 

و می فرماید:«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا»  ‏النساء: ٨٠ هر کس از پیغمبر اطاعت کند در حقیقت از الله اطاعت کرده است، و هر که پشت کند، ما شما را به عنوان مراقب و نگهبان آنان نفرستاده ایم.

 

پس اگر سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حجت نباشد و یا همه سنت مورد اعتماد نباشد، چگونه می توان از پیامبر اطاعت کرد و اختلاف مردم را به قرآن و سنت برگرداند، و اگر سنت حجت شمرده نشود پس خداوند بندگانش را به چیزی حواله می دهد که وجودی ندارد، و این بدترین کفر و گمان بد به خداوند است و خداوند متعال می فرماید: «وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»  النحل: ٤٤

 

و قرآن  را بر تو نازل کردیم تا اینکه چیزی را برای مردم روشن سازی که برای آنان فرستاده شده است ، و تا اینکه آنان بیندیشند.

 

پس چگونه خداوند روشن سازی و توضیح قرآن را به پیامبرش می سپارد و حالآن که سنت او وجودی ندارد و حجت نیست؟.

 

همچنین خداوند می فرماید: «قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ» النور: ٥٤  

بگو از خدا و پیغمبر اطاعت کنید اگر سرپیچی کردید و روی گردان شدید، بر او انجام چیزی واجب است که بر دوش وی نهاده شده است و بر شما هم انجام چیزی واجب است که بر دوش شما نهاده شده است اما اگر از او اطاعت کنید هدایت خواهید یافت ( در هر حال) بر پیغمبر چیزی جز ابلاغ روشن و تبلیغ آشکار نیست. و می فرماید: ‏«قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» الأعراف: ١٥٨ 

 

بگو: ای مردم من فرستاده خدا به سوی جملگی شما هستم خدائی که ملک آسمان ها و زمین از آن اوست جز او معبودی نیست اوست که می میراند و زنده می گرداند، پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده اش ،آن پیغمبر امیی، ای که ایمان به خدا و سخنهایش دارد،از او پیروی کنید تا هدایت یابید.

 

 

این آیات به وضوح بر این دلالت دارند که هدایت و رحمت در اطاعت ازرسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است، و چگونه می توان گفت که کسی از رسول خدااطاعت می کند اما به سنت او عمل نمی نماید یا می گوید که سنت رسول خدا صحت ندارد و یا مورد اعتماد نیست، و خداوند متعال می فرماید: «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» النور: ٦٣

 

آنان که با فرمان او مخالفت می کنند، باید از این بترسند که بلائی گریبانگیرشان نگردد یا اینکه عذاب دردناکی دچارشان شود.

 

و می فرماید: (وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ)  الحشر: ٧

 

چیزهایی را که پیغمبر برای شما آورده اجرا کنید و از چیزهایی که شما را از آن باز داشته است، دست بکشید.

 

و در این مورد آیات زیادی آمده است که همگی بر وجوب اطاعت از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و پیروی از آنچه آورده دلالت می نمایند، همان طور که پیش تر دلایلی ارائه شد که بر وجوب اطاعت از سنت و تمسک به آن و فرمان برداری از اوامر و نواهی آن دلالت می کند، و اینگونه قرآن و سنت دو اصل متلازم و به هم وابسته و جدایی ناپذیرند و هر کسی یکی از این دو اصل را انکار کند در حقیقت دیگری را نیز انکار کرده و دروغ انگاشته است و این کفرو  گمراهی است. چنین کسی به اجماع اهل علم و ایمان از دایره اسلام خارج می شود و احادیث زیادی از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده که در آن اطاعت از پیامبر واجب شمرده شده و نافرمانی ایشان حرام اعلام شده، اطاعت از پیامبر بر کسانی که در دوران ایشان می زیسته اند و بر کسانی که بعد از آنحضرت می آیند واجب است، چنان که در صحیحین ابوهریره رضی اله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هر کسی از من اطاعت کند در حقیقت از خداوند اطاعت کرده است و هر کسی از فرمان من سرپیچی نماید در حقیقت از فرمان خدا سرپیچی کرده است» و در صحیح بخاری نیز از ابوهریره رضی الله عنه از پیامبر صلی اله علیه وآله وسلم روایت می کند که فرمود : «تمامی امت من به بهشت می روند جز کسانی که امتناع ورزند» گفتند: ای رسول خدا چه کسی از ورود به بهشت امتناع  می ورزد؟

 

فرمود: هر کس از من اطاعت کند وارد بهشت می شود و هر کسی نافرمانی مرا بکند امتناع ورزیده است» ، امام احمد و ابوداود و حاکم با اسناد صحیح از مقدام بن سعدی کرب و او از رسول خدا روایت می کند که فرمود: هان آگاه باشید که به من قرآن و مانند آن داده شده است؛ به زودی خواهید دید که فردی با شکم سیر بر تخت خود تکیه زده و می گوید: این قرآن را بگیرید آنچه درآن حلال یافتید حلال بدانید و آنچه را در قرآن حرام یافتید حرام بدانید»

 

و ابوداود و ابن ماجه باسند صحیح از ابی رافع و او از پدرش و او از رسول خدا روایت می کند که فرمود: « چنین نباشد که فردی از شما بر تخت خود تکیه زند و چون فرمان من به او برسد بگوید: نمی دانیم؛ فقط آنچه در کتاب خدا یافته ایم از آن پیروی کنیم»

 

 

و به تواتر از پیامبر روایت شده است که ایشان صلی الله علیه وآله وسلم در سخنرانی خود اصحاب خود را توصیه می نمود که آنان که حضور دارند سخنان وی را به اطلاع کسانی که آن جا نیستند برسانند، چنان که در صحیحین روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وقتی در حجة الوداع در روز عرفه و روز عید قربان برای مردم سخنرانی نمود به آنان گفت: «کسانی که حاضرند باید این سخنان رابه کسانی غایبند برسانند، چه بسا افرادی که سخن به آنها رسانده می شود از کسیکه آن را شنیده بهتر می فهمند»

 

 

سپس اگر سنت رسول خدا برای شنودگان آن و برای کسانی که از طریق دیگران به آنها می رسد حجت نبود، اگر سنت ایشان تا قیامت باقی نبود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به رساندن آن به مردم فرمان نمی داد پس روشن گردید که سنت برای کسی که آن را از پیامبر شنیده و برای کسانی که با اسانید صحیح به آنها می رسد حجت است.

 

 

و اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم سنت قولی و فعلی ایشان را حفظ نمودند و آن را به نسل بعدی یعنی تابعین رسانیدند و سپس تابعی ها به بعدی ها آن را رسانیده اند و اینگونه علمای معتمد، سنت را نسل به نسل منتقل کرده اند و در کتاب ها جمع آوری نموده اند و صحیح آن را از ضعیف جدا کرده اند و برای  شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح قوانین و قواعدی تأسیس نموده اند و اهل علم کتاب های  حدیث را از قبیل صحیحین و غیره بسان کتاب خدا حفظ نموده و اجازه نداده اند که مورد بازیچه و تحریف اهل باطل قرارگیرد.

 

خداوند متعال می فرماید: (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ‏) الحجر: ٩ ما قرآن را نازل کرده ایم و ما حافظ و نگهدار آن هستیم.

 

تردیدی نیست که سنت و حدیث رسول خدا وحی است و خداوند آن را مانند قرآن مورد حفاظت قرار داده است و خداوند علمایی را برای پاسداری از آن بر گماشته، که آن را از تحریف و تأویل جاهلان پیرایش نموده اند و بر تمام روایات نادرستی را که جاهلان و دروغگویان و ملحدان به سنت نسبت داده اند خط بطلان کشیده اند و اینگونه از آن دفاع کرده اند، زیرا خداوند سنت را تفسیر قرآن قرار داده و بوسیله سنت احکام مجمل قرآن توضیح داده شده است و احکامی دیگر که در قرآن بیان نشده سنت آن را بیان کرده است، مانند تفصیل احکام شیرخوارگی و برخی از احکام ارث، و حرمت جمع بین زن و عمه اش و جمع بین زن و خاله اش در یک نکاح و دیگر احکامی که در سنت صحیح بیان شده و در قرآن ذکر نشده است. در صحیحین از ابوهریره رضی الله عنه بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وقتی بعضی از عرب ها مرتد شدند، ابوبکر صدیق رضی الله عنه گفت: با کسانی که بین نماز و زکات فرق می گذارند خواهم جنگید ، آنگاه عمر رضی الله عنه به او گفت : چگونه با آنها می جنگی و حال آنکه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: « فرمان یافته ام تا با مردم بجنگم مگر آن که بگویند « لا اله الا الله » وقتی این کلمه را گفتند خون و اموالشان مصون است مگر به حق آن ؟» ابوبکر صدیق فرمود: آیا زکات از جمله ی  حق آن نیست؟ سوگند به خدا اگر از دادن بزغاله ای که به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم داده اند امتناع ورزند با آنها خواهم جنگید آنگاه عمر رضی الله عنه گفت: دانستم که خداوند به ابوبکر برای جنگیدن شرح صدر داده و دانستم که دیدگاه او حق است.

 

 

و صحابه رضی الله عنهم در این مورد از ابوبکر پیروی کردند و با مرتدین جنگیدند تا آن که آنها را به اسلام بازگرداندند و کسانی را که بر ارتداد خود اصرار ورزیدند کشتند و این داستان روشن ترین دلیل بر بزرگداشت سنت و وجوب عمل به آن است.

 

 

وقتی از ابوبکر در مورد ارث مادربزرگ پرسیدند گفت: برای تو چیزی در کتاب خدا نمی بینم و سراغ ندارم که رسول خدا حقی از ارث به تو داده باشد، اما از مردم خواهم پرسید، سپس ابوبکر ا از صحابه در این مورد سؤال نمود: آنگاه بعضی از صحابه نزد او شهادت دادند که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم یک ششم ارث را به مادر بزرگ داده است، و آنگاه ابوبکر بر همین قضاوت کرد.

 

 

و عمر رضی لله عنه فرمانداران خود را توصیه می نمود که بین مردم بر اساس قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم قضاوت کنند، و وقتی در مورد تعدی به زنی و اسقاط جنین آن دچار مشکل شد، درباره ی این مسئله از صحابه سؤال نمود، آنگاه محمد بن مسلمه و مغیره بن شعبه نزد او شهادت دادند که رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در این مورد دیه جنین را یک غلام یا کنیز قرار داده و آنگاه عمر چنین قضاوت کرد.

 

و وقتی عثمان رضی الله عنه در مورد عده گذارندن زن بعد از وقات شوهر در خانه اش دچار مشکل گردید و فریعه بنت مالک بن سنان خواهر ابی سعید رضی الله عنها به او خبر داد که رسول خدا بعد از وفات شوهرش به او فرمان داده تا در خانه اش بماند تا وقتی که زمان عده تمام می شود؛ عثمان به همین قضاوت کرد و همچنین عثمان رضی الله عنه در مورد برپا داشتن حد شراب خوری بر ولید بن عقبه بر اساس سنت قضاوت نمود.

 

و وقتی به علی رضی الله عنه خبر رسید که عثمان رضی الله عنه بر اساس اجتهاد خویش از حج کردن به شکل تمتع نهی می کند علی به حج و عمره احرام بست و گفت سنت رسول خدا رابه خاطر سخن هیچ کسی ترک نمی کنم.

 

 

و وقتی بعضی از مردم برای ابن عباس دلیل آوردند که حج افراد از حج تمتع بهتر است و قول ابوبکر و عمر رضی الله عنهما را دلیل آوردند، ابن عباس گفت: نزدیک است که از آسمان بر شما سنگ ببارد!! من می گویم: رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم گفته است، و شما می گویید: ابوبکر و عمر گفته اند؟

 

 

پس اگر مخالفت با سنت به خاطر قول ابوبکر و عمر بیم آن را دارد که فرد دچار عذاب شود، چگونه خواهد بود که به خاطر گفته های کسانی که از ابوبکر و عمر رضی الله عنهما مقام پایین تری دارند با سنت و حدیث مخالفت شود، و یا فقط به خاطر رأی و اجتهاد با سنت مخالفت شود؟!

 

 

همچنین وقتی بعضی از مردم با عبدالله بن عمر رضی الله عنه در مورد یکی از سنت ها اختلاف کردند، عبدالله گفت: آیا ما فرمان یا فته ایم که از سنت و حدیث پیروی کنیم یا موظف هستیم که از عمر رضی الله عنه پیروی کنیم؟

 

 

و هنگامی که فردی  به عمران بن حصین رضی الله عنه در حالی که داشت از سنت رسول الله برای آنها سخن می گفت، گفت: از کتاب خدا برای ما بگو: عمران خشمگین شد و گفت: سنت تفسیر کتاب خداست.

 

و اگر سنت نمی بود ما نمی دانستیم که نماز ظهر چهار رکعت است و مغرب سه رکعت و صبح دو رکعت است و جزئیات احکام زکات و غیره را نمی دانستیم، و روایات زیادی از صحابه در خصوص تعظیم سنت و وجوب عمل به آن و بر حذر داشتن از مخالفت با سنت وارد شده است.

 

و بیهقی از ایوب سختیانی تابعی بزرگوار روایت می کند که گفت: هر گاه حدیثی را برای کسی گفتی و او گفت: این را بگذار و از قرآن بگو: بدان که او گمراه است.

 

و بیهقی از عامر شعبی رحمه الله روایت می کند که او به شخصی چنین گفت: شما وقتی هلاک شدید که روایات را ترک کردید، مقصودش احادیث صحیح بود.

 

و همچنین بیهقی از اوزاعی رحمه الله روایت می کند که اوبه یکی از یارانش گفت: هرگاه از رسول خدا به شما حدیثی رسید، هرگز چنین نکن که بر خلاف آن بگویی، چون رسول خدا پیام آور خدا بود است.

 

و بیهقی از امام بزرگوار سفیان بن سعید ثوری رحمه الله روایت می کند که او گفت: علم یعنی آگاهی از احادیث.

 

و امام مالک رحمه الله می فرماید: سخن هر کسی از ما قابل رد است جز صاحب این قبر. اشاره کرد به قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم.

 

و امام ابوحنیفه رحمه الله می گوید: هرگاه حدیث رسول خدا بیاید آن را بر سر و چشم می گذاریم. و امام شافعی رحمه الله می گوید: هرگاه حدیث صحیحی از رسول خدا روایت شده و من به آن عمل نکردم شما را گواه می گیرم که عقلم را از دست داده ام.

 

و همچنین می گوید: هرگاه سخنی گفتم و حدیث رسول خدا  با آن مخالف بود، سخن مرا به دیوار بزنید.

 

و امام احمد رحمه الله می گوید: تعجب می کنم از کسانی که می دانند حدیثی صحیح است و باز هم حدیث را ترک می کنند و به رأی سفیان عمل می کنند و حال آنکه خداوند متعال می فرماید: «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»  النور: ٦٣ آنان که با فرمان او مخالفت می کنند باید از این بترسند که بلائی گریبانگیر شان گردد یا اینکه عذاب دردناکی دچارشان شود.

 

و بیهقی از زهری  رحمه الله روایت می کند که گفت: علمای گذشته ما می گفتند: چنگ زدن به سنت نجات است.

 

و موفق الدین ابن قدامه رحمه الله می گوید: «و اصل دوم از دلایل، سنت رسول خداست، و گفته رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم حجت است، زیرا معجزه بر صداقت او دلالت می نماید و خداوند اطاعت از ایشان فرمان داده و از مخالفت آنحضرت بر خذر داشته است»

 

و حافظ ابن کثیر در تفسیر این آیه که (فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) النور: ٦٣   می گوید: یعنی آنان که با فرمان خدا یعنی راه و شیوه و طریقه و سنت و شریعت ایشان مخالفت می ورزند باید بترسند از اینکه گرفتار فتنه با عذاب شوند. پس اقوال و اعمال با اقوال و اعمال پیامبر سنجیده می شود و هر قول و عملی که با قول و عمل آنحضرت صلی الله علیه وآله وسلم موافق باشد مورد قبول است و آنچه مخالف قول و عمل ایشان باشد مردود است حال گوینده و انجام دهنده آن هر کسی که می خواهد باشد، چنان که در صحیحین و غیره از  رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که فرمود: «هر کسی عملی بر خلاف فرمان ما انجام دهد مردود است»

 

یعنی کسانی که در ظاهر یا باطن با شریعت رسول خدا مخالفت می ورزند بترسند که دچار فتنه شوند یعنی دلهایشان به کفر و نفاق و بدعت گرفتار می شود.

 

یا دردنیا دچار عذاب دردناکی می شوند، یعنی کشته می شوند و یا زندانی می گردند و غیره.

 

و همچنین امام احمد از ابوهریره روایت می کند که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: مثال من و شما مانند مردی است که آتشی بر افروخت وقتی آتش پیرامون را روشن کرد پروانه ها و حشرات شروع به افتادن در آتش نمودند، و او آن ها را از افتادن و نزدیک شدن به آتش منع می کرد اما بر او چیره می شدند و در آتش می افتادند، فرمود: مثال من و شما اینگونه است، من شما را می گیرم و می خواهم از آتش دور کنم اما شما بر من غالب می شوید و وارد آتش می شوید.»

 

و سیوطی رحمه الله در رساله اش به نام «مفتاح الجنة فی الاحتاج بالسنة» می گوید: بدانید که هر کسی حدیث پیامبر خواه قول باشد یا فعل و دارای شرایط معروف خود باشد را حجت نداند، کفر ورزیده و از دایره اسلام خارج گردیده است، و با یهود و نصارا حشر می شود و یا با گروهی از کفار که خدا بخواهد حشر می شود».

 

 

و روایات زیادی از صحابه و تابعین و علما در خصوص تعظیم سنت و وجوب عمل به آن و بر حذر داشتن از مخالفت آن نقل شده است، امیدواریم آیات و احادیث و روایاتی که ذکر شد برای طالب حق کافی و قانع کننده باشد، و از خداوند مسئلت می نمائیم که همه ما و مسلمین را به آنچه می پسندند توفیق دهد و همه ما را از اسباب خشم خویش دور بدارد و ما را به راه راست هدایت نماید، بی گمان او شنوای نزدیک است.

 

 

و صلی الله و سلم علی عبده و رسوله نبینا محمد وعلی آله و اصحابه و اتباعه با حسان.

 

صحيفه صادقه در رسانه ها



توييتر صادقه

مفاهيمى كه لازم است اصلاح شوند

فيسبوك صادقه



خبرنامه

ايميل خود را وارد كنيد تا آخرين اخبار به ايميل شما فرستاده شود

سنت و فضائل اخلاقى    در اين نسخه

موبايل صادقه

شماره تلفن را براي دريافت سنت گنجهای وارد كن

un4web.com طراحی و برنامه نويسی : شركت متحده

مقالات و پژوهش های منتشر شده لزوما مجله ديدگاههاي نمايندگی نيست