افزودن موضوع چاپ دوم علاوه بر این نسخه کامل برای اولین بار از موضوع به پایان رسید افزودن موضوع های فعال

احادیث طولانی

• حدیث آغاز وحی (اولین نسخه)

بقلم: هیئت تحریر - 2012-04-02

حدیث آغاز وحی (اولین نسخه)

 

 

 

 

عایشه رضی الله عنها می گوید: وحی با خواب راستین آغاز شد و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم هیچ خوابی نمی دید مگر آن که مانند سپیده صبح تعبیر می شد، سپس خلوت و تنها و بودن مورد پسند ایشان قرار گرفت، و ایشان در غار حرا  به خلوت می نشست و آن جا چند شب به عبادت می پرداخت و توشه اش  را همراه خود می برد، و پس از آن نزد خدیجه   باز می گشت، و به همان اندازه آذوقه بر می داشت و می رفت  تا آن که در غار حرا حق نزد او آمد و فرشته به سراغش آمد و گفت: بخوان، فرمود: من خواندن بلد نیستم»

 

پیامبر فرمود: آنگاه فرشته مرا گرفت تا آخرین حد مرا فشار داد ، سپس مرا رها کرد و گفت: بخوان، گفتم: خواندن بلد نیستم، آنگاه  مرا گرفت و فشارم داد، و سپس رهایم کرد و گفت: بخوان و گفتم: خواندن بلد نیستم، و سپس برای بار سوم مرا گرفت و گفت: }اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَق ، خَلَقَ الإِنسَانَ مِنْ عَلَق ،اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَم{ ( علق: 1-5)

 

آنگاه پیامبر در حالی که هراسان و لرزان بود نزد همسرش خدیجه بنت خویلد رضی الله عنها آمد و گفت: « مرا بپوشانید، مرا بپوشانید» انگاه او را پوشاندند تا اینکه هراس و ترس او از بین رفت، آنگاه خدیجه را از واقعه باخبر نمود و فرمود: « احساس خطر نموده و می ترسم».

خدیجه گفت: نه هرگز، هیچگاه خداوند تو را خوار نخواهد کرد، شما پیوند خویشاوندی را برقرا می داری و کسی را که توانایی کار وکسب ندارد کمک می نمایی و میهمان نوازی می کنی و در مشکلات به یاری  مظلومان  می شتابی.

آنگاه به همراه آنحضرت نزد ورقه بن نوفل بن أسد بن عبدالعزی – پسر عموی خدیجه – رفت. ورقه در دوران جاهلیت مسیحی شده بود و به زبان عبری می نوشت و مطالبی از انجیل را به زبان عبری می نگاشت، وی پیرمردی سالخورده و نابینا بود، خدیجه به او گفت: ای عموزاده! به سخنان برادرزاده ات گوش بده آنگاه ورقه به آنحضرت صلی الله علیه وآله وسلم گفت: برادرزاده ام چه دیده ای؟ آنگاه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم او را از آنچه دیده بود با خبر کرد، آنگاه ورقه به او گفت: این همان راز دار (جبرئیل) است که خداوند او را  بر موسی فرستاد، ای کاش در آن وقت جوان بودم ، ای کاش انگاه که قومت تو را بیرون می کنند زنده می بودم رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا آنان مرا بیرون خواهند راند؟» گفت: بله، هیچ کس چنین پیامی نیاورده مگر اینکه با او دشمنی شده است، و اگر در آن روزها زنده باشم با تمام قدرت تو را یاری خواهم کرد. پس از آن ورقه در گذشت و نزول وحی قطع گردید.  (بخاری 3 و مسلم  260 )

 

خواب راستین خوابی است که تعبیر آن تحقق می یابد.

 

صحيفه صادقه در رسانه ها



توييتر صادقه

مفاهيمى كه لازم است اصلاح شوند

فيسبوك صادقه



خبرنامه

ايميل خود را وارد كنيد تا آخرين اخبار به ايميل شما فرستاده شود

سنت و فضائل اخلاقى    در اين نسخه

موبايل صادقه

شماره تلفن را براي دريافت سنت گنجهای وارد كن

un4web.com طراحی و برنامه نويسی : شركت متحده

مقالات و پژوهش های منتشر شده لزوما مجله ديدگاههاي نمايندگی نيست